-
تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 19:03
عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم...
صادق_اسماعیلی_الوند
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:38
ریش هایم بلند شده آنقدر که نمی شناسی ام اگر ببینی در کوچه ای، کافه ای، دیوانه خانه ای خیره می گذری و زیر لب می گویی: چشم هایش .. صدایم شکسته آنقدر که نمی گویی باز برایم شعر بخوان از پشت تلفن، تماسی، پیغامی گوشی را می گذاری و می گویی: بغضش .. می روم لب پنجره، سیگار می کشم از آن سوی شهر می گویی: عطرش ...